تبليغاتX
نوشته های حبیب

جمعه بیست و نهم مهر 1384

سلام

چند روزی بود که از این صفحات رنگارنگ جادویی دور بودیم .

دوستان مثل اینکه خیلی تمایل به افتخار دادن نیستند

هرچه می گیم بابا آنلاین باشید و......(معلوم نیست که خودمان هم همیشه آنلاین باشیم )

بعضی ها هم افتاده اند تو خط  سایت

دیگه سر زدن به ما هم فراموش کرده اند

آقای دستخوش هم به ما سری نمی زنه

نوشته شده توسط حبیب پهلوزاده در 8:44 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نوزدهم مهر 1384

با ید رفت وباید نوشت وباید گفت گفتار دل را

سلام

امید را باید به فردا همچون خورشید روشن کرد تا دراین ظلمت کده دل همچو روز روشن باشد وببینیم خود ودوستان خود را .

پس از سالها شب وروز گردی دراین صفحه های جادویی آیا می شود واقعیت خود ودیگران رادید .

بعضی به پاکی وبعضی به ناپاکی دراین صفحات جادارند.

اما این صفحه ؟

این صفحه هم میتواند مثل بعضی صفحات دوستان باشد که برای خود ودیگران امیدی به فرداها دارند.

باید رفت دراین مسیر پر غوغا تاشناخت همه چیز را

باید نوشت تابدانند دیگران گفتارمان را

وباید گفت گفتار دل را تا .......

باید همچون کودکی که تازه متولد می شود درس گرفت که با سختی ها بازبان بی زبانی پشت سرگذاشت تا به سرمنزل امید رسد .

به امید گذر شما دوستان از این صفحه. 

نوشته شده توسط حبیب پهلوزاده در 7:15 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفتم مهر 1384

ادامه

گفتیم بخشی داشته باشیم تا با دوستان راحت تر گفتگو کنیم اما مثل اینکه به ما نیومده وبلاگ نویسی .

چون دراین مدت گرفتار کمک به پدر هستیم .

امیدوارم که دوستان در تمام سختیهای زندگی (مثل گرفتن کلبوک )موفق باشند

 

نوشته شده توسط حبیب پهلوزاده در 5:28 |  لینک ثابت   •