چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
منصور دوانیقی
شاعران وقتی برای مدح او شعر می خواندند می گفت من این شعر را قبلا ازشاعردیگری شنیده ام وبه همین خاطر به او هدیه نمی داد.ومی گفت اگر باور نداری برایت می خوانم ومنصور هم چون بایک بار شنیدن حفظش می شد شعر را از حفظ می خواند.
می گفت اگه باور نداری خادم من هم حفظش هست واو هم می خواندومی گفت اگر باور نداری دخترم هم حفظش هست.دخترش هم که با سه بار شنیدن حفظش می شد او نیز می خواند (چون یکبار خود شاعر خوانده بود ویک بار هم منصور ویکبار هم خادمش)شاعر بخت برگشته هم بی نصیب بر می گشت.
دوشنبه دهم تیر 1387
ادعای پیامبری
پیامبری بکن.بوعلی جوابی نمی دهد وصبر می کند.
تا اینکه یک در شب سرد زمستانی موقع اذان صبح که برف زیادی هم آمده بوده وموءذن در
مناره داشته اذان می گفته به بهمنیار می گوید یه کاسه آب بیاورد شاگردش می گوید با این
سردی هوا آب می خواهی چکار شاید توهم کرده ای .خلاصه حرف استادش رو گوش نمی کنه.
بوعلی به بهمنیار می گوید یادت می آید به من گفتی ادعای پیامبری بکن می گوید بله .بوعلی می گوید کسی باید ادعای پیامبری کمد که حرفش رو گوش کنن مثل پیامبر که الان در ماذنه دارند حرفش رو گوش می دهند.(یعنی دارن اذان ونماز می خوانند)نه مثل من که تو که شاگرد من هستی هم حرف من رو گوش نمی کنی.
جمعه هفتم تیر 1387
عصر ظهور
با سلام خدمت دوستان عزیز
در دعای کمیل فقراتی از دعا می فرماید:
اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم
اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم...
اللهم اغفر لی کل ذنب اذنبته وکل خطیئک اخطأتها
استاد در سر درس می فرمودند که این کل ها (بخشش تمام گناه و...)این کل شی در موقع ظهور صورت می گیرد .
اللهم عجل لولیک الفرج


